اقتصاد توجه در عصر دیجیتال و نقش رسانه‌های قرآنی

در جهان امروز، حجم اطلاعات و پیام‌های رسانه‌ای به‌سرعت درحال‌رشد و افزایش است و خوشبختانه یا متأسفانه انسان‌ها با كمبود توجه مواجه شده‌اند. در این هنگام، توجه افراد مصرف‌كننده، به كالایی كمیاب و باارزشی تبدیل می‌شود كه برای تولیدكنندگان بسیار دارای اهمیت می‌شود. شركت‌ها، رسانه‌ها و پلتفرم‌های اجتماعی تلاش می‌كنند تا با استفاده از محتوا، تبلیغات و الگوریتم‌ها، توجه كاربران را جذب و حفظ كنند. این روند، پایه و اساس شكل‌گیری پدیده‌ای به نام «اقتصاد توجه» است.

1404/11/13
|
09:03
|

به گزارش روابط عمومی شبكه رادیویی قرآن، سبحان قاری، مجری شبكه رادیویی قرآن مقاله‌ای را در دانشگاه تهران با موضوع « اقتصاد توجه در عصر دیجیتال و نقش رسانه‌های قرآنی» در حوزه علوم ارتباطات اجتماعی و مطالعات رسانه آماده كرده است كه شما مخاطبان رادیو قرآن می‌توانید این مقاله را اینجا بخوانید.

مقدمه
در جهان امروز، حجم اطلاعات و پیام‌های رسانه‌ای به‌سرعت درحال‌رشد و افزایش است و خوشبختانه یا متأسفانه انسان‌ها با كمبود توجه مواجه شده‌اند. در این هنگام، توجه افراد مصرف‌كننده، به كالایی كمیاب و باارزشی تبدیل می‌شود كه برای تولیدكنندگان بسیار دارای اهمیت می‌شود.
شركت‌ها، رسانه‌ها و پلتفرم‌های اجتماعی تلاش می‌كنند تا با استفاده از محتوا (مفید یا غیرمفید)، تبلیغات و الگوریتم‌ها، توجه كاربران را جذب و حفظ كنند؛ باید گفت: (جلب‌توجه به هر قیمتی).
این روند، پایه و اساس شكل‌گیری پدیده‌ای به نام «اقتصاد توجه» است.
مخاطبان هرروزه با دامنۀ وسیعی از اطلاعات مواجه می‌شوند و با افزایش نفوذ شبكه‌های اجتماعی نیز این روند همچنان مسیر رشد خود را دنبال می‌كند. آنچه به‌عنوان آفت موفقیت شبكه‌های اجتماعی شناخته می‌شود، انفجار اطلاعات است كه موجب كمیابی توجه می‌شود (روشندل, 1401)
شهرت رسانه مدار سلبریتی‌ها امروزه فرصت‌ها و زمینه‌هایی را برای صاحبان و سیاست گذاران رسانه فراهم نموده است كه از جمله مهم‌ترین آن اقتصاد توجه است. (تركمان, سلبریتیزه شدن تلویزیون ایران و اقتصاد توجه, 1399)
اقتصاد توجه در عصر دیجیتال باعث تحول زیادی در زندگی ما انسان‌ها شده است؛ تولیداتی كه صرفاً به تبلیغ محصول، یا محتوای خود تمركز دارند و به تغییر فرهنگ و اثرگذاری فرهنگی خود اهمیتی نمی‌دهند و هدف صرفاً جلب توجه مخاطب است؛ مخاطبی كه حتی به رده سنی متفاوت آن نیز اهمیتی داده نمی‌شود. (باطنی, 1400)
با گسترش رسانه‌های دیجیتال و شكل‌گیری «اقتصاد توجه» به عنوان پارادایمی نوین در عرصه ارتباطات، جامعه قرآنی نیز با چالش‌ها و فرصت‌های بی‌سابقه‌ای مواجه شده است.
رشد فناورانه و گسترش انواع رسانه‌های جمعی در جهان، رقابت بر سر توجه و جذب مخاطب را همواره به یكی از اصلی‌ترین دغدغه‌های صاحبان رسانه و سیاست گذاران آن تبدیل كرده است. تولیدكنندگان محصولات رسانه‌ای خواهان و نیازمند توجه از سوی مخاطب هستند و با به دست آوردن توجه مخاطبان، امیدوارند آنان را وفادار به خود كرده، سرمایه اجتماعی كسب كنند و در ادامه توان پایدار ماندن و درآمدزایی با قدرت كسب سود را نیز داشته باشند كه بدون توجه مخاطبان اتفاق ویژه رقم نخواهد خورد. (تركمان, سلبریتیزه شدن تلویزیون ایران و اقتصاد توجه, 1399)
توجه مخاطبان ارزشمندترین دارایی برای صنعت رسانه و یكی از مهم‌ترین عوامل درآمد زایی است بنابراین در بازاریابی‌های مدرن و رسانه‌ای امروز سرمایه گذاری و استفاده از سلبریتی‌ها اهمیت پیدا می‌كنند چرا كه آنها بهترین میانجی و افرادی هستند كه باعث تشویق و هل دادن مخاطب و مشتریان به سمت مصرف محصولات و تماشای یك برنامه تلویزیونی می‌شوند در این وضعیت از توجه مخاطبان و مصرف كنندگان و افراد مشهور بهره برداری می‌شوند (تركمان, سلبریتیزه شدن تلویزیون ایران و اقتصاد توجه, 1399)
رشد چشمگیر انواع رسانه‌های جمعی در چند دهه اخیر و افزایش نقش‌های اجتماعی آنها باعث شده است كه آنها از ابعاد مختلف موردمطالعه و تحقیق قرار گیرند و یكی از این ابعاد بعد اقتصادی آنها است.
از نظر جیمز وبستر عرضه فراوان رسانه‌های دیجیتال كه برای میزان محدود توجه بشر در حال رقابت هستند وضعیتی را خلق می‌كند كه به آن اقتصاد توجه می‌گویند. داونپورت و بك گفته‌اند، هركس بخواهد چیزی بفروشد كسی را قانع كند كاری انجام دهد، باید در بازارهای توجه سرمایه گذاری كند و به نظر می‌رسد مناسب‌ترین و كم خطرترین سرمایه گذاری به كارگیری و استفاده از سلبریتی‌ها است. (تركمان, مروری بر ارتباط ادبیات سلبریتی و اقتصاد توجه, 1399)
مسئله این پژوهش این است كه اقتصاد توجه چیست و چگونه ساختار ارتباطات و رسانه را در عصر دیجیتال دگرگون كرده است.

یافته / ریشه‌های مفهوم اقتصاد توجه
«اقتصاد توجه» از ایده‌های هربرت سایمون، برنده جایزه نوبل اقتصاد و تأثیرگذارترین صاحب‌نظران حوزه روان‌شناسی و اقتصاد قرن بیستم در سال 1978 گرفته شده است. سایمون در نیم‌قرن در سال 1971 در یك سخنرانی در دانشگاه جان هاپكینز گفت: «در دنیای مملو از اطلاعات، ثروت اطلاعات به معنای كمبود چیز دیگری است به نام فقر توجه گیرندگان و مخاطبان». گرچه محدودیتی برای تولید اطلاعات وجود ندارد اما تولید اطلاعات، نیازمند مصرف «توجه انسان» است و میزان توجه انسان‌ها محدود و كم است. فراوانی اطلاعات موجب می‌شود كه افراد با كمبود توجه مواجه شوند و به دنبال تخصیص بهینه توجه خود باشند، ایده كلی سایمون توجه به «اقتصاد توجه» را نمایان كرد.
تعریف سیمون از مشكل «اضافه‌بار اطلاعات» به عنوان یك مسئله اقتصادی، از اواسط دهه 1990، زمانی كه نویسندگانی مانند توماس اچ. داونپورت و مایكل گلدهابر، اصطلاحاتی مانند «اقتصاد توجه» و «اقتصادهای توجه» را به كار بردند، به طور فزاینده‌ای در تحلیل «مصرف اطلاعات» رایج شد. برخی از نویسندگان حدس می‌زنند كه «داد و ستد توجه» به عنوان كانون اصلی نظام اقتصادی ما جایگزین داد و ستدهای مالی خواهد شد (ساعی, 1401).

اقتصاد توجه و شواهد روان‌شناختی
اقتصاد توجه تنها یك استعاره اقتصادی نیست، بلكه بر شواهد مستحكم روان‌شناختی استوار است. پژوهش‌های روان‌شناسی شناختی نشان می‌دهند كه توجه یك منبع محدود ذهنی است و انسان نمی‌تواند هم‌زمان به حجم نامحدودی از محرك‌ها پاسخ دهد. همچنین توجه رابطة مستقیمی با تلاش ذهنی دارد و ظرفیت پردازش شناختی انسان محدود است. در سطوح پایین تحریك، انسان می‌تواند با افزایش تلاش ذهنی ظرفیت پردازش خود را گسترش دهد؛ اما پس از رسیدن به آستانه‌ای مشخص، هر مقدار تحریك اضافی موجب كاهش توان پردازش مؤثر می‌شود. این وضعیت همان چیزی است كه نویسنده آن را «شرایط اقتصاد غنی از اطلاعات» می‌نامد؛ شرایطی كه در آن توجه به منبعی كمیاب تبدیل می‌شود. در چنین وضعیتی، پیام‌ها و سیگنال‌های مختلف وارد رقابت می‌شوند تا سهم بیشتری از این منبع محدود (توجه) را تصاحب كنند؛ بنابراین منطق اقتصادی جدیدی شكل می‌گیرد كه نه حول تولید كالا، بلكه حول تملك توجه ذهن انسان سازمان‌یافته است. (falkinger, 2004)

ساختار رسمی «اقتصاد توجه»
1.عناصر بنیادین مدل
نویسنده ابتدا ساختار كلی اقتصاد توجه را به‌صورت رسمی تعریف می‌كند.
هر اقتصاد توجه از دو فضای اصلی تشكیل می‌شود:
الف) دریافت‌كنندگان (Receivers) مجموعه‌ی افرادی كه پیام‌ها را دریافت می‌كنند و هر یك دارای ظرفیت محدود توجه هستند.
ب) فرستندگان (Senders) كنشگرانی مانند شركت‌ها، رسانه‌ها، نهادهای سیاسی یا فرهنگی كه برای جلب توجه مخاطبان، سیگنال‌هایی پرهزینه تولید و ارسال می‌كنند. فرستندگان می‌توانند: شدت سیگنال خود را انتخاب كنند، گروه مخاطبان هدف خود را تعیین نمایند، و منابع خود را برای افزایش دیده‌شدن به‌كار گیرند سیگنال‌ها و مخاطبان هر فرستنده مجموعه‌ای از سیگنال‌ها را به سمت مجموعه‌ای از مخاطبان ارسال می‌كند. مخاطبان مجموعه‌ای از افراد هستند كه یك سیگنال به آن‌ها هدف‌گیری شده است. ویژگی مهم این مدل این است كه: هر فرد می‌تواند هم‌زمان عضو چندین مخاطب باشد، مخاطبان مختلف می‌توانند هم‌پوشانی داشته باشند، و هیچ فرستنده‌ای مالك كامل توجه هیچ فردی نیست. در نتیجه، توجه یك دارایی خصوصی كاملاً قابل تملك نیست، بلكه یك منبع عمومیِ رقابتی است.
رقابت برای توجه ازآنجاكه ظرفیت توجه محدود است، سیگنال‌ها وارد رقابت مستقیم با یكدیگر می‌شوند. هر فرستنده تلاش می‌كند سهم بیشتری از توجه افراد را به خود اختصاص دهد. این رقابت باعث می‌شود: سطح كلی سیگنال‌ها افزایش یابد، توجه افراد پراكنده‌تر شود، و تنها فرستندگانی باقی بمانند كه بتوانند به سطح اثرگذاری لازم دست یابند. فرستندگانی كه نتوانند حداقل میزان توجه لازم را جذب كنند، از بازار حذف می‌شوند
تعادل در اقتصاد توجه در تعادل اقتصاد توجه، سه متغیر اصلی به طور هم‌زمان تعیین می‌شوند: میزان كل سیگنال‌های ارسالی در اقتصاد سطح توجه واقعی افراد تعداد فرستندگانی كه قادر به بقا در بازار هستند این تعادل نشان می‌دهد كه توسعه فناوری‌های ارتباطی اگرچه امكان ارسال سیگنال را آسان‌تر می‌كند، اما الزاماً منجر به افزایش توجه یا تنوع اقتصادی نمی‌شود؛ بلكه در بسیاری موارد باعث تمركز قدرت و حذف بازیگران ضعیف‌تر می‌گردد.

سازوكار تبادل اقتصادی و پیامدهای رفاهی اقتصاد توجه
اقتصاد توجه به‌عنوان پارادایمی نوظهور، توجه انسانی را به‌عنوان كالایی كمیاب و ارزشمند در نظر می‌گیرد كه در چارچوبی بازارگونه مبادله می‌شود. در هسته این مفهوم، «بازار توجه» قرار دارد كه یك اكوسیستم اقتصادی سه‌جانبه را شكل می‌دهد: مصرف‌كنندگان (مخاطبان) كه وقت خود را به محتوا اختصاص می‌دهند، تبلیغ‌كنندگان (بازاریابان) كه تقاضاكننده دسترسی به این توجه هستند، و پلتفرم‌های رسانه‌ای كه به‌عنوان واسطه‌های كارآمد، با ارائه بسته‌های محتوایی، توجه را جمع‌آوری و دسترسی به آن را به تبلیغ‌كنندگان می‌فروشند. این سازوكار در واقع پاسخی به یك شكست بازار اولیه است: هزینه‌های تراكنش بالا برای هماهنگی مستقیم بین تبلیغ‌كنندگان و مصرف‌كنندگان علاقه‌مند. پلتفرم‌ها با ایفای نقش بازارساز، این هزینه‌ها را كاهش داده و تبادل را ممكن می‌سازند. در این میان، محتوا نقشی محوری ایفا می‌كند؛ هم به‌عنوان «پول» برای خرید زمان مخاطب، هم به‌عنوان ابزاری برای تطبیق هدفمندتر تبلیغات با ترجیحات مصرف‌كننده، و هم به دلیل صرفه‌جویی در مقیاس، هزینه جلب هر واحد توجه را به حداقل می‌رساند. برای درك عظمت اقتصادی این بازار، می‌توان از «هزینه فرصت زمان» به‌عنوان معیار سنجش استفاده كرد. بر اساس مطالعات، بزرگسالان آمریكایی در سال 2019 بیش از 514 میلیارد ساعت را صرف مصرف محتوای تبلیغ پشتیبان كرده‌اند. با اعمال نرخ دستمزد ساعتی به‌عنوان نماینده ارزش زمان، ارزش این بازار به چندین تریلیون دلار بالغ می‌شود كه هم‌تراز با بخش‌های عمده اقتصادی است. این برآورد با مطالعات مستقلی كه مازاد مصرف‌كننده ناشی از رسانه‌های آنلاین رایگان را اندازه‌گیری كرده‌اند، هم‌خوانی دارد و نشان‌دهنده حجم عظیم ارزش مبادله‌شدن در این بازار ناملموس است. از منظر رفاه اقتصادی، اگرچه مواجهه با تبلیغات می‌تواند برای مصرف‌كننده آزاردهنده باشد، ولی شواهد تجربی گسترده حاكی از آن است كه وجود تبلیغات، به‌صورت خالص، اثرات مثبتی بر اقتصاد و مصرف‌كننده دارد. نخست، تبلیغات با تأمین مالی تولید و توزیع محتوای ارزشمند، دسترسی گسترده‌تر به اطلاعات و سرگرمی را ممكن می‌سازد. دوم و مهم‌تر، تبلیغات با افزایش شفافیت و انتشار اطلاعات درباره قیمت‌ها، كیفیت و ویژگی محصولات، رقابت در بازار كالاها و خدمات را تشدید می‌كند. مطالعات میدانی در صنایع مختلف از عینك و دارو گرفته تا خدمات حقوقی نشان می‌دهد كه در مناطق یا دوره‌های زمانی كه محدودیت‌های تبلیغاتی حاكم است، قیمت‌ها به طور قابل‌ملاحظه‌ای بالاتر است. این یافته مؤید این نقش كلیدی تبلیغات در كاركرد كارآمد بازارها و انتقال منافع ناشی از رقابت به مصرف‌كنندگان است، حتی به كسانی كه مستقیماً به پیام‌های تبلیغاتی توجه نمی‌كنند. در مجموع، بازار توجه نه‌تنها یك واقعیت اقتصادی بزرگ‌مقیاس، بلكه یك نهاد كاركردی است كه با حل مسئله هزینه مبادله، به تخصیص كارآمدتر منابع توجه و تقویت رقابت در بازار محصولات كمك می‌كند. این چارچوب تحلیلی، دركی عمیق‌تر از منطق اقتصادی حاكم بر رسانه‌های رایگان، مدل‌های درآمدی مبتنی بر تبلیغات و تأثیرات گسترده آن بر رفاه مصرف‌كننده ارائه می‌دهد (s.evans, 2020)

فضای مجازی و اقتصاد توجه
بسیاری از اقتصاددانان توجه را یك نوع پول رایج می‌دانند كه خیلی از ویژگی‌های ثروت را دارد. كسانی كه آن را ندارند می‌خواهند و كسانی كه دارند بیشتر می‌خواهند.
با این پول (توجه) می‌توان تجارت كرد. ارزش این مدل پول بسیار بیشتر از پول‌های داخل حساب بانكی شما است. سوشال‌مدیا (اینستاگرام، تلگرام، توییتر، كلاب‌هاوس و…) بادقت به همین نكته جلو آمدند، رشد و پیشرفت كردند.
این شبكه‌های اجتماعی با ظاهری متفاوت اما هدف یكتا فعالیت می‌كنند. هدف اصلی آن‌ها جلب‌توجه مخاطبان است. هر كدام سهم بیشتری از توجه مردم را به خودشان اختصاص دادند موفق‌تر بوده‌اند (بختیاری, 1402).

ادبیات سلبریتی و اقتصاد توجه
رسانه‌های اجتماعی سبب برجسته شدن اهمیت توجه شده‌اند به طوری كه افراد مشهور مالك پربازدید كننده‌ترین صفحات اجتماعی هستند القای این احساس به فرد مشهور كه من بسیار مهم هستم اخبار مربوط به من در تیتر اصلی قرار دارد شبانه روز بسیاری از مردم دربارة من صحبت و فكر می‌كنند هواداران زیادی در آرزوی قرار گرفتن به جای من هستند و ... سبب ایجاد ذهنیتی در ناخودآگاه یك سلبریتی می‌شود كه می‌تواند باعث شود خود را مرجع به منبع اثری در هر زمینه‌ای قلمداد كند. هیچ چیز كه شما در یك محصول رسانه‌ای قرار می‌دهید موفقیت آن را تضمین نمی‌كند. (تركمان, مروری بر ارتباط ادبیات سلبریتی و اقتصاد توجه, 1399)
پیش بینی اینكه یا آثار خلاقانه نظر مخاطب را جذب می‌كند یا خیر بسیار سخت است این موضوع توسط نویسنده هالیوودی ویلیام گلدمن به عنوان پدیده هیچكس نمی‌داند شناخته می‌شود. موفقیت كاری سازندگان مسئولات رسانه‌ای در دنیا به شدت غیر قطعی و نامشخص است اما از استراتژی‌هایی برای كاهش ریسك كارهایشان مانند مشابه سازی اقداماتی كه قبلاً موفق بوده است استفاده می‌كند و یا فرمول‌های امتحان پس داده را به نوعی دیگر مجدداً تكرار می‌كنند. به عصر رسانه‌ای امروز كه بازگردیم بیش از آنكه جهان را بر اساس رخدادها و رویدادها بشناسیمن رو از طریق اشخاص می‌شناسیم و دنبال می‌كنیم سلبریتی جنبه‌های معنایی و هویتی نیست برای مخاطب پیدا می‌كنند. (تركمان, مروری بر ارتباط ادبیات سلبریتی و اقتصاد توجه, 1399, ص. 27)

نقش سلبریتی‌ها در اقتصاد توجه با رویكردی جامعه‌شناختی
سلبریتی به‌عنوان جلب‌كننده توجه سلبریتی‌ها به دلایل متعددی می‌توانند در جلب‌توجه مخاطب مؤثر باشند. این دلایل را می‌توان در چند محور اصلی دسته‌بندی كرد: · شناخته‌شدگی و آشنایی: مخاطب به طور طبیعی تمایل بیشتری به پرداخت توجه به فردی دارد كه او را می‌شناسد. این آشنایی اولیه، هزینه جلب‌توجه را برای رسانه‌ای كه از آن سلبریتی استفاده می‌كند، كاهش می‌دهد. · نماد موفقیت و آرمان‌گرایی: سلبریتی در ذهن مخاطب به‌عنوان تجسمی از موفقیت، ثروت، موقعیت اجتماعی مطلوب و دستیابی به آرزوها تصور می‌شود. این تصویر آرمانی، مخاطب را به‌سوی محتوای مرتبط با سلبریتی جذب می‌كند. · اعتبار و مشروعیت‌بخشی: سلبریتی‌ها اغلب از اعتبار اجتماعی برخوردارند و این اعتبار می‌تواند به رسانه یا محتوایی كه آنها در آن حضور دارند، انتقال یابد و موجب اعتمادسازی شود. · شبكه‌های اجتماعی: پایگاه قدرت نوین: ظهور و گسترش شبكه‌های اجتماعی، امكان ارتباط بی‌واسطه و مستقیم سلبریتی با مخاطب را فراهم كرده است. صفحه شخصی یك سلبریتی با دنبال‌كنندگان انبوه، نه‌تنها ابزاری برای انتشار محتوای شخصی و تبلیغات است، بلكه به او قدرت چانه‌زنی و نفوذ اجتماعی قابل‌توجهی می‌بخشد. این فضا، جنبه‌های خصوصی‌تر و غیررسمی‌تر زندگی سلبریتی را نمایش می‌دهد كه خود جذابیت و كنجكاوی مضاعفی ایجاد می‌كند. زمینه‌ها و عوامل اجتماعی استقبال از سلبریتی‌ها گرایش به سلبریتی‌ها را می‌توان برآمده از تحولات و شرایط اجتماعی خاص دانست: · از منظر رسانه و سیاست‌گذاری: مدیران رسانه‌ای تحت‌فشار برای جذب مخاطب انبوه در كوتاه‌ترین زمان ممكن، استفاده از سلبریتی را به‌عنوان راهكاری كارآمد و كم‌ریسك می‌یابند. سلبریتی با خود جامعه‌ای از هواداران را به همراه می‌آورد و می‌تواند موجب سودآوری سریع شود. همچنین، در مواقع كاهش اعتماد به رسانه رسمی، سلبریتی می‌تواند به جلب‌اعتماد مخاطب كمك كند. از جنبه اقتصادی، استفاده از سلبریتی می‌تواند منجر به جذب سرمایه‌گذاری خصوصی و كاهش هزینه‌های تولید برای سازمان‌های رسانه‌ای شود. · از منظر مخاطب: ارتباط مخاطب با سلبریتی اغلب از جنس ارتباط با یك «خود آرمانی» است. مخاطب، سلبریتی را در نقطه‌ای از مسیر موفقیتی كه خود آرزویش را دارد تصور می‌كند. این همانندسازی، موجب جذب عمیق‌تر می‌شود. همچنین، در شبكه‌های اجتماعی، این ارتباط جنبه‌ای هویتی به خود می‌گیرد؛ به‌گونه‌ای كه طرف‌داری از یك سلبریتی می‌تواند بخشی از هویت فرد تعریف شود.
زمینه‌های كلان اجتماعی و اقتصادی: در جوامعی كه اقتصاد با ضعف‌هایی مواجه است، سلبریتی به‌عنوان نماد ثروت سریع و موفقیت مالی، اهمیت دوچندانی می‌یابد. رؤیای سلبریتی شدن می‌تواند به‌عنوان راه‌حلی برای فاصله طبقاتی و دستیابی به آرزوهای مالی در نظر گرفته شود. از سوی دیگر، عواملی چون رشد فردگرایی، ادغام در فرهنگ جهانی ستاره‌پرستی، كم‌رنگ‌شدن برخی ارزش‌های اصیل و عدم معرفی الگوهای قهرمان جایگزین، به تقویت نفوذ سلبریتی‌ها كمك می‌كند. تغییر سیاست‌ها، مانند برداشته‌شدن ممنوعیت‌ها در استفاده از چهره‌ها برای تبلیغات نیز به میدان‌داری بیشتر آنها دامن زده است
(https://t.me/Celebrity_Culture/862, 2023).

نتایج و پیامدهای اقتصاد توجه
فناوری و پارادوكس توجه
نویسنده نشان می‌دهد كه پیشرفت فناوری‌های ارتباطی مانند اینترنت و رسانه‌های دیجیتال به طور هم‌زمان دو اثر متناقض ایجاد می‌كند:
1. افزایش امكان انتشار پیام‌ها
2. كاهش سطح واقعی توجه افراد
با گسترش دامنة انتشار سیگنال‌ها، فرستندگان سیگنال‌های قوی‌تری تولید می‌كنند. این افزایش حجم سیگنال‌ها باعث می‌شود افراد با اضافه‌بار اطلاعاتی مواجه شوند و در نتیجه، سطح توجه واقعی آن‌ها كاهش یابد.

تمركز اقتصادی در اقتصاد توجه
نتیجة این فرایند آن است كه تنها فرستندگانی كه قدرت تولید سیگنال‌های بسیار قوی دارند قادر به بقا می‌شوند، درحالی‌كه بازیگران ضعیف‌تر به‌تدریج از بازار حذف می‌گردند.
بنابراین، برخلاف تصور رایج، توسعه فناوری به‌جای گسترش رقابت، در بسیاری موارد موجب:
• كاهش تعداد بازیگران مؤثر
• تمركز قدرت رسانه‌ای
• و همگنشان سلیقة مخاطبان می‌شود.
• كاهش تنوع كلان، افزایش تنوع محلی
نویسنده نشان می‌دهد كه اگرچه افراد ممكن است از نظر شخصی با منابع اطلاعاتی بیشتری مواجه شوند (تنوع محلی)، اما در سطح كلان، تنوع كلی فرستندگان فعال كاهش می‌یابد؛ زیرا توجه جمعی بر تعداد محدودی از منابع متمركز می‌شود.
به بیان دیگر: جهان رسانه‌ای متنوع‌تر به نظر می‌رسد، اما در واقع قدرت توجه در حال تمركز است.

پیامدهای اجتماعی و فرهنگی این ساختار جدید پیامدهای عمیقی برای فرهنگ و جامعه دارد:
• سلبریتی‌ها و برندهای بزرگ سهم فزاینده‌ای از توجه عمومی را تصاحب می‌كنند.
• موضوعات پیچیده و عمیق كه نیازمند توجه طولانی‌مدت هستند، به حاشیه رانده می‌شوند.
• نظام ارزش‌گذاری اجتماعی بیش‌ازپیش با میزان دیده‌شدن و محبوبیت گره می‌خورد (falkinger, 2004).

رسالت رسانه‌های قرآنی:
1. توجه در گفتمان قرآنی: از مصرف تا تعمق
1.1. توجه به عنوان موهبت الهی
در قرآن كریم، توجه و اهتمام قلبی نه تنها یك ظرفیت شناختی، بلكه نعمتی الهی و ابزار معرفت‌افزایی تلقی می‌شود. آیات متعددی بر این امر تأكید دارند:
· «إِنَّ فِی ذَ‌لِكَ لَذِكْرَی‌ لِمَن كَانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَی السَّمْعَ وَهُوَ شَهِیدٌ» (ق: 37)
· «أَفَلَا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَی‌ قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا» (محمد: 24)
1.2. غفلت: آفت عصر اطلاعات
قرآن كریم با تعبیر «غافلین» به كسانی اشاره می‌كند كه با وجود مواجهه با آیات الهی، توجه خود را به امور سطحی معطوف می‌كنند. این هشدار قرآن، امروز در عصر اطلاعات زدگی و توجه‌خواری دیجیتال مصداقی آشكار دارد.
2. اقتصاد توجه دیجیتال: تهدیدها و فرصت‌ها برای جامعه قرآنی
2.1. تهدیدهای اصلی
· حاشیه‌رانی معارف ناب: غلبه محتوای سطحی و زودگذر
· بحران الگوسازی: جایگزینی سلبریتی‌های دیجیتال با شخصیت‌های قرآنی
· تخریب تمركز ذهنی: تضعیف توانایی تدبر و تفكر عمیق
2.2. فرصت‌های نوین
· دسترسی بی‌سابقه: امكان انتشار معارف قرآنی در گسترده‌ترین مقیاس تاریخ
· تنوع بیانی: استفاده از قالب‌های چندرسانه‌ای برای انتقال مفاهیم دینی
· تعامل مستقیم: ایجاد ارتباط بی‌واسطه با مخاطبان به ویژه نسل جوان
3. رسالت رسانه‌های قرآنی در اقتصاد توجه
3.1. تولید محتوای هدفمند
رسانه‌های قرآنی باید:
· محتوایی تولید كنند كه توجه را به تعمق تبدیل كند
· از جذابیت‌های رسانه‌ای برای انتقال مفاهیم عمیق بهره گیرند
· بین نیازهای مخاطب و معارف اصیل قرآنی پیوند برقرار كنند
3.2. الگوسازی قرآنی
معرفی شخصیت‌های قرآنی، اهل بیت(ع) و علمای راستین به عنوان الگوهای جلب توجه حقیقی كه محور جاذبه آنان معنویت و حقیقت‌جویی است، نه شهرت و ثروت.
3.3. آموزش سواد رسانه‌ای دینی
تعلیم مهارت‌های:
· گزینش آگاهانه محتوا بر اساس معیارهای دینی
· تحلیل انتقادی پیام‌های رسانه‌ای
· مصرف متعادل رسانه‌ها
4. مطالعه موردی: رسانه‌های قرآنی در عمل
4.1. رادیو قرآن: سنت‌گرایی نوآورانه
· نقاط قوت: بهره‌گیری از جذابیت‌های صوتی، حفظ اصالت محتوایی
· چالش‌ها: رقابت با پلتفرم‌های چندرسانه‌ای، جذب نسل جوان
· راهبردهای پیشنهادی:
· توسعه تولیدات چندپلتفرمی
· ایجاد تعامل بیشتر با مخاطب در فضای مجازی
· طراحی برنامه‌های كوتاه و كاربردی مبتنی بر نیاز زندگی دیجیتال
.تولید برنامه با توجه به نیاز مخاطب نه اجتهاد تولید كنندگان یا مدیران بالا دستی
4.2. خبرگزاری‌های تخصصی (مانند ایكنا)
· رسالت ویژه: تلفیق سرعت و ژرفا در پوشش اخبار دینی
· راهبرد ممتازسازی:
· تولید تحلیل‌های عمیق پیرامون مسائل جامعه قرآنی
· رصد تحولات رسانه‌ای با رویكرد دینی
· ایجاد پل ارتباطی بین نخبگان دینی و عموم مخاطبان
5. راهبردهای كلان برای جامعه قرآنی
5.1. در سطح فردی
· پرورش سلیقه قرآنی در مصرف رسانه‌ای
· تقویت توان مدیریت توجه بر اساس آموزه‌های دینی
· مشاركت فعال در تولید و اشاعه محتوای معنوی
5.2. در سطح نهادی
· سرمایه‌گذاری در فناوری‌های رسانه‌ای دینی
· تربیت متخصصان رسانه‌ای آشنا با معارف قرآنی
· طراحی الگوی اقتصادی پایدار برای رسانه‌های دینی
5.3. در سطح سیاست‌گذاری
· تدوین سند راهبردی توسعه رسانه‌های قرآنی
· ایجاد تشكل‌های تخصصی برای نظارت و ارتقای محتوای دینی
· حمایت از ابتكارات نوآورانه در عرصه رسانه دینی

نتیجه‌گیری
محدودیت توجه در انسان‌ها و محدودیت‌های دیگر مانند زمان و مكان، در عصر دیجیتال به شكل‌گیری پدیده‌ای به نام اقتصاد توجه انجامیده است. در این اقتصاد، توجه مخاطب به‌عنوان منبعی كمیاب و ارزشمند در صدر رقابت شركت‌ها، تولیدكنندگان و پلتفرم‌ها قرار گرفته است.
اقتصاد توجه در عصر دیجیتال، آزمونی الهی برای جامعه قرآنی است. موفقیت در این آزمون مستلزم:
1. بازخوانی آموزه‌های قرآنی درباره مدیریت توجه و پرهیز از غفلت
2.بازآفرینی خلاقانه شیوه‌های انتقال معارف دینی در قالب‌های رسانه‌ای نوین
3.تربیت نسل جدیدی از متخصصان مسلط به همزمان به فناوری و معارف قرآنی
رسانه‌های قرآنی به‌عنوان پیشگامان این عرصه، رسالت دارند تا با الهام از قرآن كریم كه خود «ذِكْرَی‌» و «تذكر» است، توجه انسان دیجیتال را از سطح مصرف به عمق تدبر رهنمون سازند.
سلبریتی‌ها در این اقتصاد، نقش‌محوری ایفا كرده و با بهره‌گیری از شهرت، اعتبار اجتماعی، ارتباط مستقیم و دسترسی بالا به رسانه‌ها، به‌عنوان كارآمدترین واسطه برای جلب‌توجه مخاطبین عمل می‌كنند.
بااین‌حال، اقتصاد توجه پیامدهای دوگانه و گاهی پارادوكسیكال دارد: از سویی با كاهش هزینه‌های مبادله و افزایش كارایی بازار، به توزیع محتوای رایگان و تشدید رقابت اقتصادی كمك می‌كند. از سوی دیگر به تمركز قدرت در دست افراد و مجموعه‌های قدرتمند منجر می‌شود.
منابع
David s.evans. (2020). the economics of attention markers. SSRN، 1-41.
https://t.me/Celebrity_Culture/862 (2023). اقتصاد توجه وسلبریتی ها [مسجل من قِبل پادكست رساوا]. تهران، تهران، ایران.
josef falkinger. (2004). Attention economies. ELSEVIER، 1.
پوریا بختیاری (1402). اقتصاد توجه كمیاب ترین منبع ذهنی ما. تهران، تهران، ایران.
تركمان, م. (1399). سلبریتیزه شدن تلویزیون ایران و اقتصاد توجه. فرهنگ شهرت, 8.
تركمان, م. (1399). مروری بر ارتباط ادبیات سلبریتی و اقتصاد توجه. فرهنگ شهرت.
طاهر روشندل. (1401). پیشایند های جذب توجه كاربران در بستر اقتصاد توجه. مطالعات و تحقیقات اجتماعی در ایران، 1.
محمد صادق باطنی. (12 2, 1400). مصرف رسانه ای نوجوانان. (سبحان قاری، المحاور)
منصور ساعی. (24 اسفند, 1401). اقتصاد توجه. تم الاسترداد من پژوهشكده مطالعات فرهنگی و ارتباطات: https://www.ihcs.ac.ir/communication/fa/news/23695

دسترسی سریع